بایگانی دسته بندی ها: نقاشی

تذکر اتفاقی

خیلی تصادفی به یک آشنای قدیمی برخوردم، خواستم به روی خودم نیارم تا این چند ثانیه هم بی تفاوت بگذره. گویا اون هم همین قصد رو داشت، جوری که همزمان شدن فرار نگاهمون بعد از برخورد اول اونقدر مضحک بود … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در نقاشی, بیشتر، از من | برچسب‌خورده با , | 4 دیدگاه

نمو

مسیر صاف کجا کجدار شد؟ با قامتی افتاده مکث کرد با آهنگ تجدید اشتباه ناگریز این بار چطور کنار می‌آمد چندی بیش بطول نیانجامید … تا دشنامی زیر لب گفت راست ایستاد و قدم محکم کرد دایره را دوباره یک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در نقاشی, شعر ُ | برچسب‌خورده با , , , | 7 دیدگاه

The Leprosies

Time Beneath the darkness of universe In depth of dust running as well Yet it doesn’t matter for leprosies Existing just like a human Being With busy overwhelmed thoughts Through an amazing rusted mind Right above their comminute shoulders Consisting … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در نقاشی, شعر ُ | برچسب‌خورده با , , | 7 دیدگاه

سنگ صبور

ظهرها چاره ای جز استراحت ندارم، زیر پرتوهای عمود خورشید نه به شکار می‌توان رفت نه گشتی  بر کران دریا زد. ولی خوب، با شکم گرسنه هم نمی‌شود آرام یکجا نشست، بدین سبب بعد از شیرجه‌های ناموفق صبحگاهی دوباره به … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در نقاشی, داستان | برچسب‌خورده با , , , | 28 دیدگاه