بایگانی دسته بندی ها: عکس

خفگی

اولش یه فکر حسابیه، همیشه هم خیلی خوب شروع می‌شه. هر چی می‌گذره با شاخ و برگ گرفتن سنگین و سنگین تر می‌شه، اونقدر که آخر خودم رو همراه شانس بوجود اومدنش اون زیر خفه می‌کنه.

نوشته‌شده در من و کمینه, عکس | 8 دیدگاه

همانگويى

 

نوشته‌شده در من و کمینه, عکس | برچسب‌خورده با | ۱ دیدگاه

[-]

نوشته‌شده در اعتراض دارم, عکس | برچسب‌خورده با , | 3 دیدگاه

Since you never be told

Sohrab forget that imitative sun With sober hands you got You shall not wish to fly Neither to hesitate, nor jump To escape from Crete prison With no father no companion Your dear fragmental bracelet Won’t be the wax and … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در شعر ُ, عکس | برچسب‌خورده با , , | 12 دیدگاه