بایگانی دسته بندی ها: عادت

بهار من

نزدیک نیستم به تصویری که سابق بودم. اقرار می‌کنم، درست وقتی کمتر از همیشه هستم شبیه وجودی که می‌بایست دفاع کنم. مثل شکوفه‌ی یاس خشک شده لای کتاب من… انگار توی اولین بهارم به سر اومدم.

نوشته‌شده در حادثه, عکس, عادت | برچسب‌خورده با , , | 11 دیدگاه

نایست!

خیلی زور زدم تا متوقف نشم یا اگر هستم نباشم، مکرراً به خودم گفتم: «حتی با یک فکر ساده زمینه‌ی خالی رو پر می‌کنم، ابزار و موضوع خودش پیش می‌یاد.» اما همین خود من مثل یک بچه‌ی بهونه گیر و … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در طرح, عادت | برچسب‌خورده با , , | 9 دیدگاه

شک‌گرا

شک می‌کنم، پس… هستم؛ هستم؟

نوشته‌شده در من و کمینه, عادت | برچسب‌خورده با , , , , | 6 دیدگاه

پروژه

-دانشگا آزاده دیگه صاب نداره، میان‌ترمش می‌یوفته دو هفته بَـــدِ پایان‌ترم همراه تحویل پروژش هیچ‌کس هم نیست این وسط صادقانه پاشه بگه خوب خودتون هفته به هفته انداختینش عقب. روزها هم سریع گذشتن تا داستانی همیشگی تو زندگی من به … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در خاطره, عادت | برچسب‌خورده با ,